/ 33 نظر / 130 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیرین خانومی

[دلشکسته]من که کلی کیهان بچه ها داشتم ولی مامانم همشو داد به نمکی چون خیلی زیاد شده بود و منم بچه بودم زورم نرسید نذارم بده

ا

وقتی این پست رو خوندم یه حسی مثل نسیم از روی روحم رد شد.. سبک و نرم ... و از یه طرف هم تلنگر بود ...بر گذر زمان ... در هر صورت لذتبخش بود کوزت کوچولو ... [چشمک]

آریا(دوست شکلاتی)

قصه های خوب برای بچه های خوب فوق العاده بود من رو به کتاب خونی علاقمند کرد ممنون.

ماندانا

آخی عجب دایی های بدجنسی داری راستی الان دیگه جوراب نمیارن [نیشخند] در ضمن منو یاد کتابای بچگیم انداختی که وقتی داداشم دنیا اومد شد اسباب بازی مورد علاقش [ناراحت]

الهام-کافه شکلات

سلام کتاب پولینا رو من هم داشتم واقعا جورابهارو میشستی؟ *** چقدر این نوشته ات به نوشته جدید من میخوره ها سوغاتی های جذاب!

باستاره ها

سلام گرامی. از وب یک معلم اینجام. خوشحالم که باهات آشنا شدم. مطالبت رو یکی یکی دارم نگاه میکنم.. جالبه که کتابهای گذشته ات را نگه داشتی. البته خاطرات کودکی آدمه. من هم دارم چندتاییشون رو .. جایزه و قصه های خوب برای بچه های خوب و ساداکو و کبوتر و ... از مشترکات هستند.. برم پستهای بعدی..

مموی عطربرنج

وای وای! آرشیو کتابهای بچگیت مثل کتابهای منه!من تمام سری کتابهای قصه های خوب برای بچه های خوب رو داشتم...یادمه پدرم برام خریده بود و من همونجا داشتم وسط خیابون می خوندمش!!همون داستان خر برفت و خر برفت و خر برفت رو!! عروس فرانسوی...عروس زندان!از یاد رفته! پولین...امیل زولا! چه خاطره ای برام زنده شد...

ژولیت

وای عزیزم چه دایی های نامردی داشتی. غصه خوردم واسه اون جمله ات که نوشتی چارپایه میذاشتی زیر پات [خنثی] عکس اولی که گذاشتی کجاست؟ کاخ کرملین؟ [رویا]

لیلا

بهترین هدیه ای که میشه گرفت و بهترین کاری که میشد کرد را انجام دادید ،کتاب و نگهداریش